برای ابطال سحر به روح نوجوانی بنام آهنگر متوسل شدم

قبر این نوجوان در قطعه 93 بهشت زهرا قرار دارد . و دارای سنگ قبر کوچک و یک درخت کوچک کاج بر سر مزار است . خواسته خود را نوشتم و بالای قبرش زیر کاج کوچک گذاشتم . در خواب او را دیدم . او مرا متوجه کرد که کار بسیار پیچیده است و به این سادگی قابل حل نیست . دیگر او را در خواب ندیدم . اما در مورد حل موضوع فکر کردم .
و در نظریاتم به قبری در مجاورت قطعه 93 که 94 است رسیدم. یک زمان خلوت را انتخاب کردم . وقتی به نزدیکی آن قبر رسیدم دیدم یک پراید سفید که خالی است نزدیک آنجا پارک کرده است و چراغ هایش را روشن کرده درحالیکه روز بود . متوجه شدم در آنسمت قطعه 94 مرده ای را دفن می کنند و شاید او از نزدیکانش بود یا جائی دیگر کاری داشت.
بهرشکل چون کسی آن سمت نبود من دعای ابطال سحر را بر سر قبر مورد نظر گذاشتم و محل را ترک کردم . موقع ترک محل به کانالی عریض و طویل رسیدم که نزدیک همانجا بود . تعجب من برانگیخته شد . این جرقه تحقیق در مورد دو کانال قنات بهشت زهرا شد . جالب آنکه چند روز بعد در نزدیکی همان مکان یک سنگ قبر مربوط به متوفی کبری مزگردی را یافتم که بروی دهانه یکی از چاههای همین رشته قنات گذاشته شده بود . کبری نام شناسنامه ای مادر من است و مزگرد یعنی جائی که مزدکیان گرد هم جمع می شوند در مجموع به من و مادرم و خواهرم تعبیر می شود . این همان سحری بود که من به دنبالش می گشتم . و بعد از چند ماه کشف شد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *